موهاتو بزن کنار، چشمات ضعیف می شه!
هوش تنها در عدد آی‌کیو خلاصه نمی‌شود
باورهای غلط در مورد مسواک زدن
اینگونه از رنج و ناراحتی ها رهایی یابیم
چه وقت باید تسلیم شویم؟
ارزش خود را بدانید...
دلایل علمی عاشق شدن را بدانید
درست و اصولی دعوا کنید
وقتی برای عشق باید سوگواری کرد
چگونه ازدواج خوبم را خراب کنم؟!
بیایید در شکاف افکارمان ساکن شویم
خودکشی نوجوانان (حتما بخوانید)
کنار آمدن با برهم‌خوردن رابطه و دلشکستگی
آیا بلند بودن صدای موزیک می‌تواند به گوش‌هایم آسیب بزند؟
انواع عشق
مراکز انرژی بدن(چاکرا)
چطور می توان از آینده یک رابطه باخبر شد؟ / با علایم خطر آشنا شوید
بدبین‌ها بخوانند: نگرش مثبت برای قلب شما خوب است
اشتباه های رایج درباره سوگواری در کودکان
افسردگی جوانان
بهترین مشاغل برای جوانان
نگاه نکنید، هیپنوتیمز می شوید+عکس
رابطه جالب نوشیدن آب و توان پاسخگویی
چگونه در جلسه آزمون تست بزنیم؟
با هوش تر می شوید اگر با خودتان حرف بزنید!
پنج نکته طلایی برای بله گرفتن
همه چیز به نگاه تو برمیگرده...
کدام مرورگر کمترین انرژی را از باتری لپ تاپ می گیرد؟
سخنان بزرگان در مورد موفقیت
روانشناسی افراد از روی لباس

لیست کامل مطالب ارسالی

Free PageRank Checker





Powered by WebGozar



RSS

مجله زندگی مثبت
خانواده و زندگی، پزشکی و سلامت، روانشناسی و موفقیت و مطالب جالب و خواندنی

جمعه 4 فروردین 1391

علم موفقیت بهتر است یا ثروت!؟
مرتبط با : موفقیت شغلی داستان ها


دو نفر عین هم بودند. از دوقلوها هم شبیه‌تر، اما همدیگر را نمی‌شناختند. یکی صاحب چند مغازه زنجیره‌ای بزرگ طراحی و فروش لباس در سراسر دنیا بود و آن دیگری صاحب یک تعمیرگاه بی‌رونق در گوشه‌ای دورافتاده از شهر. آن دو نفر برحسب اتفاق با هم روبه‌رو شدند. بر اثر حادثه‌ای زیر آوار ماندند و هر دو حافظه خود را از دست دادند و امدادگران آنها را با هم اشتباه گرفتند. او که فقیرتر بود را به عنوان صاحب چندین فروشگاه بزرگ به دفتر کارش بردند. و دیگری را که در حقیقت همان ثروتمند بود به عنوان تعمیرکار فقیر به دوستان تعمیرگاهی‌اش سپردند. بعد از یک سال می‌دانید چه اتفاقی افتاد؟


با ما در ادامه مطلب همراه باشید



لینک های مرتبط : 10 عقیده که شما را در زندگی عقب نگه می دارد
لینک های مرتبط : چراغ سبز به مشکلات
لینک های مرتبط : خوش شانسی یا بد شانسی...

برچسب ها : داستان جالب-علم یا ثروت-داستان موفقیت-موفقیت-موفقیت شغلی-علم موفقیت-ثروت همیشگی-داستان خواندنی-مطالب خواندنی-مطالب آموزنده-داستان آموزنده-حکایت موفقیت-داستان زیبا-مطالب خواندنی و زیبا-
ادامه مطلب ...




به اشتراک بگذارید :
نوشته شده توسط سید فرهاد ذبیحی در ساعت 07:03 ب.ظ
نظرات ()

پنجشنبه 9 تیر 1390

خوش شانسی یا بد شانسی...
مرتبط با : داستان ها خواندنی و جالب

پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!

روستا زاده پیر جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ همسایه ها با تعجب جواب دادن: خوب معلومه که این از بد شانسیه!

هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیر مرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت. این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند: عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت به همراه بیست اسب دیگر به خانه بر گشت!

پیر مرد بار دیگر در جواب گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ فردای آن روز پسر پیرمرد در میان اسب های وحشی، زمین خورد و پایش شکست. همسایه ها بار دیگر آمدند: عجب شانس بدی! وکشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ وچند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند: خب معلومه که از بد شانسیه تو بوده پیرمرد کودن!

چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدند و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سرزمینی دوردست با خود بردند. پسر کشاورز پیر به خاطر پای شکسته اش از اعزام، معاف شد.

همسایه ها بار دیگر برای تبریک به خانه پیرمرد رفتند: عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد! و کشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که…؟


برچسب ها : خوش شانسی و یا بد شانسی-بد شانس-خوش شانس-داستان آموزنده-جالب و خواندنی-داستانک-داستان طنز-داستان خواندنی-داستان موفقیت-داستان زیبا-داستان ایرانی-داستان خوش شانسی و بدشانسی-
...




به اشتراک بگذارید :
نوشته شده توسط سید فرهاد ذبیحی در ساعت 08:35 ب.ظ
نظرات ()

پنجشنبه 9 تیر 1390

یک مشکل و دو راه حل...
مرتبط با : داستان ها
در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت ، یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد:

شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید . او اظهار داشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است .

بلافاصله با تاکید و پیگیریهای مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی ، و دستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید .

مهندسین نیز دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند :
پایش ( مونیتورینگ ) خط بسته بندی با اشعه ایکس بزودی سیستم مذکور خریداری شده و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین ،‌ دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهائی با رزولوشن بالا نصب شده و خط مذبور تجهیز گردید .
سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند تا از عبور احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند.
نکته جالب توجه در این بود که درست همزمان با این ماجرا ، مشکلی مشابه نیز در یکی از کارگاههای کوچک تولیدی پیش آمده بود اما آنجا یک کارمند معمولی و غیر متخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و کم خرجتر حل کرد :
 تعبیه یک دستگاه پنکه در مسیر خط بسته بندی تا قوطی خالی را باد ببرد !!!


گردآوری: مجله زندگی مثبت


برچسب ها : داستان جالب-داستان پندآموز-داستانک-داستان خواندنی-طنز و خنده دار-جالب و خواندنی-داستان کوتاه-داستان زیبا-داستان موفقیت-حکایت پنداموز-حکایت جالب-
...




به اشتراک بگذارید :
نوشته شده توسط سید فرهاد ذبیحی در ساعت 08:19 ب.ظ
نظرات ()

دوشنبه 6 تیر 1390

همین الان لیوان هایتان را زمین بگذارید!!
مرتبط با : مطالب آموزنده داستان ها

استادی درشروع كلاس درس ، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت كه همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است ؟
شاگردان جواب دادند 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ........ استاد گفت : من هم بدون وزن كردن ، نمی دانم دقیقا' وزنش چقدراست . اما سوال من این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد . استاد پرسید :خوب ، اگر یك ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد ؟
حق با توست . حالا اگر یك روز تمام آن را نگه دارم چه ؟
شاگرد دیگری جسارتا' گفت : دست تان بی حس می شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند . و مطمئنا' كارتان به بیمارستان خواهد كشید ....... و همه شاگردان خندیدند . استاد گفت : خیلی خوب است . ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییركرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟ درعوض من چه باید بكنم ؟
شاگردان گیج شدند . یكی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید
استاد گفت : دقیقا' مشكلات زندگی هم مثل همین است  
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید اشكالی ندارد . اگر مدت طولانی تری به آنها فكر كنید ، به درد خواهند آمد . اگر بیشتر از آن نگه شان دارید ، فلج تان می كنند و دیگر قادر به انجام كاری نخواهید بود. فكركردن به مشكلات زندگی مهم است .

 اما مهم تر آن است كه درپایان هر روز و پیش از خواب ، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند  
هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی كه برایتان پیش می آید ، برآیید!
پس همین الان لیوان هاتون رو زمین بذارید
زندگی كن....
زندگی همینه



برچسب ها : همین الان لیوان هایتان را زمین بگذارید!!-داستان جالب-آموزنده-جالب و آموزنده-داستان موفقیت-
...




به اشتراک بگذارید :
نوشته شده توسط سید فرهاد ذبیحی در ساعت 07:53 ب.ظ
نظرات ()

چهارشنبه 31 فروردین 1390

دو فنجان قهوه
مرتبط با : موفقیت و آرامش مطالب آموزنده

 داستان  " دو فنجان قهوه "


پروفسور فلسفه با بسته  سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روی میز گذاشت.

وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت   و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.

سپس  از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟ و همه دانشجویان موافقت کردند.

سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛   سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.

بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".

بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد.
"در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.

در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند

خدایتان، خانواده تان ، فرزندانتان ،  سلامتیتان  ،  دوستانتان  و مهمترین علایقتان

چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند،  باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.

اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشینتان.

ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده.

پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.

همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.

اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."

یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟

پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگی شلوغ هم ، جائی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "

حالا با من یک قهوه میخوری؟


گردآوری: وبلاگ آزادی مثبت 



برچسب ها : داستان دو فنجان قهوه-داستان موفقیت-دو قهوه-داستان آموزنده-مطالب آموزنده-
...




به اشتراک بگذارید :
نوشته شده توسط سید فرهاد ذبیحی در ساعت 03:01 ب.ظ
نظرات ()

1- برای تبلیغات در مجله زندگی مثبت کافی است به مدیر وبلاگ ایمیل دهید و یا با شماره تماس موجود در ذیل تماس برقرار کنید تا تبلیغات بنر محصولات شما در وبلاگ قرار داده شود.

2- اگر شما هنوز برای تبلیغ محصولات خود بنر مناسب و یا دلخواه را طراحی نکردید می توانید این کار را به ما بسپارید تا با طراحی زیبا و مناسب محصولات شما را به بهترین نحو ممکن تبلیغ نماییم.

3- مجله زندگی مثبت با رعایت تمامی حقوق و مسائل اخلاقی آماده همکاری برای طراحی و نمایش بنر محصولات شما در وبلاگ می باشد.


ایمیل: farhad_nurse@yahoo.com
شماره تماس: 09392832131
مدیر وبسایت: سید فرهاد ذبیحی


:: پاورپوینت های جالب و آموزنده
:: اس ام اس سرکاری
:: اس ام اس عاشقانه
:: اس ام اس فلسفی
:: اس ام اس مناسبتی
:: مشاوره تحصیلی
:: مجموعه آثار معلم شهید دکتر شریعتی(کتاب الکترونیکی)
:: مجموعه آثار معلم شهید دکتر شریعتی (صوتی 1)
:: مجموعه آثار معلم شهید دکتر شریعتی (صوتی 2)
:: مجموعه آثار معلم شهید دکتر شریعتی (صوتی 3)
:: مجموعه کتابهای پائولو کوئلیو (pdf)

جنسیت شما چیست؟



صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لینك آر اس اس | تماس با ما | تبلیغات

.:: تمام حقوق این سایت و مطالب آن متعلق به مجله زندگی مثبت می باشد و کپی برداری فقط با ذکر منبع بلامانع می باشد ::.
.:: مجله زندگی مثبت ثبت شده در ساماندهی وزارت ارشاد اسلامی است ::.