موهاتو بزن کنار، چشمات ضعیف می شه!
هوش تنها در عدد آی‌کیو خلاصه نمی‌شود
باورهای غلط در مورد مسواک زدن
اینگونه از رنج و ناراحتی ها رهایی یابیم
چه وقت باید تسلیم شویم؟
ارزش خود را بدانید...
دلایل علمی عاشق شدن را بدانید
درست و اصولی دعوا کنید
وقتی برای عشق باید سوگواری کرد
چگونه ازدواج خوبم را خراب کنم؟!
بیایید در شکاف افکارمان ساکن شویم
خودکشی نوجوانان (حتما بخوانید)
کنار آمدن با برهم‌خوردن رابطه و دلشکستگی
آیا بلند بودن صدای موزیک می‌تواند به گوش‌هایم آسیب بزند؟
انواع عشق
مراکز انرژی بدن(چاکرا)
چطور می توان از آینده یک رابطه باخبر شد؟ / با علایم خطر آشنا شوید
بدبین‌ها بخوانند: نگرش مثبت برای قلب شما خوب است
اشتباه های رایج درباره سوگواری در کودکان
افسردگی جوانان
بهترین مشاغل برای جوانان
نگاه نکنید، هیپنوتیمز می شوید+عکس
رابطه جالب نوشیدن آب و توان پاسخگویی
چگونه در جلسه آزمون تست بزنیم؟
با هوش تر می شوید اگر با خودتان حرف بزنید!
پنج نکته طلایی برای بله گرفتن
همه چیز به نگاه تو برمیگرده...
کدام مرورگر کمترین انرژی را از باتری لپ تاپ می گیرد؟
سخنان بزرگان در مورد موفقیت
روانشناسی افراد از روی لباس

لیست کامل مطالب ارسالی

Free PageRank Checker





Powered by WebGozar



RSS

مجله زندگی مثبت
خانواده و زندگی، پزشکی و سلامت، روانشناسی و موفقیت و مطالب جالب و خواندنی

پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391

ارزش خود را بدانید...
مرتبط با : داستان ها مطالب آموزنده

سخنران مشهوری سمینار خود را با بالا بردن یک اسکناس 500 روپیه ای شروع کرد.

 

در سالنی که 200 نفر حصور داشتند سوال کرد "چه کسی مایل است این اسکناس را به او بدهم؟" همه دستها بالا رفتند. او گفت "قرار است این اسکناس را به یکی از شما بدهم ولی قبل از آن..." سپس شروع به مچاله کردن اسکناس کرد و پرسید: "هنوز کسی می خواهد؟"

 

بار دیگر دستها همه بالا رفتند. او ادامه داد: "خوب، حالا چطور؟"، اسکناس را بروی زمین انداخت و با کفشهایش شروع به ساییدن اسکناس کرد. در حالی که کاملاً مچاله و کثیف شده بود آن را برداشت و پرسید: "آیا هنوز کسی این را می خواهد؟"

 

دوباره همه دستها بالا رفتند، ادامه داد، "دوستان، همگی شما امروز درس ارزشمندی را آموختید. من هر کاری با پول کردم باز شما خواهان آن بودید چون بهایش کم نشد و هنوز همان 500 روپیه می ارزید. خیلی اوقات در زندگی به خاطر تصمیماتی که میگیریم و شرایطی که در مسیرمان ایجاد می شود می افتیم، مچاله می شویم و روی کثیفی زمین می خوریم و آنگاه احساس می کنیم که دیگر ارزشی نداریم. اما هیچ اهمیتی ندارد که چه اتفاقی افتاده و یا خواهد افتاد، شما هرگز ارزشتان را از دست نخواهید داد."

 

شما خاص هستید، هیچگاه اجازه ندهید ناامیدی های گذشته بر آرزوهای آینده تان سایه بیفکند.

 

"ارزش، فقط زمانی یک ارزش است که بهایش قدر دانسته شود"



لینک های مرتبط : مطلبی خواندنی و زیبا و تامل برانگیز
لینک های مرتبط : چراغ سبز به مشکلات
لینک های مرتبط : جسارت داشته باش و به آنچه قلبت می گوید: گوش کن!
لینک های مرتبط : همین الان لیوان هایتان را زمین بگذارید!!
لینک های مرتبط : یک مشکل و دو راه حل...
لینک های مرتبط : جملات الهام بخش، دانستنی های شگفت انگیز
لینک های مرتبط : همه چیز به نگاه تو برمیگرده...
لینک های مرتبط : لازم هست گاهی...

برچسب ها : داستان جالب و آموزنده-داستان آموزنده-داستان جالب-داستان زیبا-ارزش انسان-ارزش-انسان و ارزش ها-داستان خوب-داستان خواندنی-مطالب خواندنی-جالب و خواندنی-داستانهای مفهومی-داستان عبرت انگیز-داستان خوب و خواندنی-داستان-عاشقانه-داستان عاشقانه-داستان فلسفی-حکایت-حکایت خواندنی-مطلبی خواندنی و زیبا و تامل برانگیز-
...




به اشتراک بگذارید :
نوشته شده توسط سید فرهاد ذبیحی در ساعت 12:23 ب.ظ
نظرات ()

جمعه 4 فروردین 1391

علم موفقیت بهتر است یا ثروت!؟
مرتبط با : موفقیت شغلی داستان ها


دو نفر عین هم بودند. از دوقلوها هم شبیه‌تر، اما همدیگر را نمی‌شناختند. یکی صاحب چند مغازه زنجیره‌ای بزرگ طراحی و فروش لباس در سراسر دنیا بود و آن دیگری صاحب یک تعمیرگاه بی‌رونق در گوشه‌ای دورافتاده از شهر. آن دو نفر برحسب اتفاق با هم روبه‌رو شدند. بر اثر حادثه‌ای زیر آوار ماندند و هر دو حافظه خود را از دست دادند و امدادگران آنها را با هم اشتباه گرفتند. او که فقیرتر بود را به عنوان صاحب چندین فروشگاه بزرگ به دفتر کارش بردند. و دیگری را که در حقیقت همان ثروتمند بود به عنوان تعمیرکار فقیر به دوستان تعمیرگاهی‌اش سپردند. بعد از یک سال می‌دانید چه اتفاقی افتاد؟


با ما در ادامه مطلب همراه باشید



لینک های مرتبط : 10 عقیده که شما را در زندگی عقب نگه می دارد
لینک های مرتبط : چراغ سبز به مشکلات
لینک های مرتبط : خوش شانسی یا بد شانسی...

برچسب ها : داستان جالب-علم یا ثروت-داستان موفقیت-موفقیت-موفقیت شغلی-علم موفقیت-ثروت همیشگی-داستان خواندنی-مطالب خواندنی-مطالب آموزنده-داستان آموزنده-حکایت موفقیت-داستان زیبا-مطالب خواندنی و زیبا-
ادامه مطلب ...




به اشتراک بگذارید :
نوشته شده توسط سید فرهاد ذبیحی در ساعت 07:03 ب.ظ
نظرات ()

پنجشنبه 9 تیر 1390

راست و دروغ
مرتبط با : خواندنی و جالب



کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فیلسوف است.



کسی که راست و دروغ برای او یکی است متملق و چاپلوس است.


کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید دلال است.


کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد گداست.


کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد قاضی است.


کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکیل است.


کسی که جز راست چیزی نمی گوید بچه است.


کسی که به خودش هم دروغ می گوید متکبر و خود پسند است.


کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.


کسی که سخنان دروغش شیرین است شاعر است.


کسی که اصلا دروغ نمی گوید مرده است.


کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد بازاری است.


کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد پر حرف است.


کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سیاستمدار است.


کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند دیوانه است.


گردآوری: مجله زندگی مثبت



برچسب ها : راست و دروغ-خواندنی و جالب-آموزنده-داستان زیبا-
...




به اشتراک بگذارید :
نوشته شده توسط سید فرهاد ذبیحی در ساعت 08:45 ب.ظ
نظرات ()

پنجشنبه 9 تیر 1390

خوش شانسی یا بد شانسی...
مرتبط با : داستان ها خواندنی و جالب

پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!

روستا زاده پیر جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ همسایه ها با تعجب جواب دادن: خوب معلومه که این از بد شانسیه!

هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیر مرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت. این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند: عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت به همراه بیست اسب دیگر به خانه بر گشت!

پیر مرد بار دیگر در جواب گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ فردای آن روز پسر پیرمرد در میان اسب های وحشی، زمین خورد و پایش شکست. همسایه ها بار دیگر آمدند: عجب شانس بدی! وکشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ وچند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند: خب معلومه که از بد شانسیه تو بوده پیرمرد کودن!

چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدند و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سرزمینی دوردست با خود بردند. پسر کشاورز پیر به خاطر پای شکسته اش از اعزام، معاف شد.

همسایه ها بار دیگر برای تبریک به خانه پیرمرد رفتند: عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد! و کشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که…؟


برچسب ها : خوش شانسی و یا بد شانسی-بد شانس-خوش شانس-داستان آموزنده-جالب و خواندنی-داستانک-داستان طنز-داستان خواندنی-داستان موفقیت-داستان زیبا-داستان ایرانی-داستان خوش شانسی و بدشانسی-
...




به اشتراک بگذارید :
نوشته شده توسط سید فرهاد ذبیحی در ساعت 08:35 ب.ظ
نظرات ()

پنجشنبه 9 تیر 1390

قایم باشک به سبک دانشمندان...!
مرتبط با : خواندنی و جالب داستان ها


روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند.انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.

همه پنهان شدند الا نیوتون ...!
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین.

انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.

انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سک سک)
نیوتون بیرون( سک سک)

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!!

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...

 نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام که من رو نیوتون بر متر مربع میکنه ! و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد

بنابراین من "پاسکالم" پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک) !!!


برچسب ها : داستان جالب و خواندنی-جالب و خواندنی-داستانک-داستانک طنز-داستان زیبا-داستانهای خواندنی-
...




به اشتراک بگذارید :
نوشته شده توسط سید فرهاد ذبیحی در ساعت 08:33 ب.ظ
نظرات ()

1- برای تبلیغات در مجله زندگی مثبت کافی است به مدیر وبلاگ ایمیل دهید و یا با شماره تماس موجود در ذیل تماس برقرار کنید تا تبلیغات بنر محصولات شما در وبلاگ قرار داده شود.

2- اگر شما هنوز برای تبلیغ محصولات خود بنر مناسب و یا دلخواه را طراحی نکردید می توانید این کار را به ما بسپارید تا با طراحی زیبا و مناسب محصولات شما را به بهترین نحو ممکن تبلیغ نماییم.

3- مجله زندگی مثبت با رعایت تمامی حقوق و مسائل اخلاقی آماده همکاری برای طراحی و نمایش بنر محصولات شما در وبلاگ می باشد.


ایمیل: farhad_nurse@yahoo.com
شماره تماس: 09392832131
مدیر وبسایت: سید فرهاد ذبیحی


:: پاورپوینت های جالب و آموزنده
:: اس ام اس سرکاری
:: اس ام اس عاشقانه
:: اس ام اس فلسفی
:: اس ام اس مناسبتی
:: مشاوره تحصیلی
:: مجموعه آثار معلم شهید دکتر شریعتی(کتاب الکترونیکی)
:: مجموعه آثار معلم شهید دکتر شریعتی (صوتی 1)
:: مجموعه آثار معلم شهید دکتر شریعتی (صوتی 2)
:: مجموعه آثار معلم شهید دکتر شریعتی (صوتی 3)
:: مجموعه کتابهای پائولو کوئلیو (pdf)

جنسیت شما چیست؟



صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لینك آر اس اس | تماس با ما | تبلیغات

.:: تمام حقوق این سایت و مطالب آن متعلق به مجله زندگی مثبت می باشد و کپی برداری فقط با ذکر منبع بلامانع می باشد ::.
.:: مجله زندگی مثبت ثبت شده در ساماندهی وزارت ارشاد اسلامی است ::.